چند خط یادگاری
و هذیانهای دلم
خداوند،هاله ای از نور پیامبران و امامان را قبل از خلقت آفريد. براي آنان تشريح كرد يكايك وقعایه دورانشان را ، هر كدام به مقدار توانشان سرنوشتي را قبول مي كردند.
نوبت به واقعه آشورا رسيد،همه لرزيدند،خداوند لبيك گويي براي واقعه كربلا مي خواست، همه از شنيدن آن واقعه ترسيدند. خداوند نمي خواست حسين لبيك بگويد،اولين بار لبيك از آن حسين بود، خدا بار ديگر پرسيد، حسين تنها داوطلب آشورا بود، سومين بار هم حسين به نداي حق لبيك گفت.
آشورا سرنوشت حسين شد. خداوند، بر حسين گريست.
بسوز ای دل که وقت ماتم آمد محرم ماه اندوه و غم آمد
بنال ای دل که خون از دیده بارید به باغستان دل ها لاله کارید
محرم سوز دل را ساز کرده کتاب روضه خوانی باز کرده
محرم قصه گوی شهر درد است سخن پرداز سوز و آه سرد است
محرم صد هزاران راز دارد کلاس درس انسان ساز دارد
محرم ماه تفسیر الفباست الف شد از محرم قامتش راست
الف اسلام را حرف نخست است که از او نادرستی ها درست است
چشم به راه سپيده
تو را غايب ناميده اند، چون ظاهر نيستي، نه اينكه حاضر نباشي. غيبت به معناي حاضر نبودن، تهمت ناروائي است كه به تو زده اند و آنان كه بر اين پندارند، فرق ميان ظهور و حضور را نمي دانند، آمدنت كه در انتظار آنيم به معناي ظهور است، نه حضور و دلشدگانت كه هر صبح و شام تو را مي خوانند، ظهورت را از خدا مي طلبند نه حضورت را.
وقتي ظاهر مي شوي، همه انگشت حيرت به دهان مي گزند با تعجب مي گويند كه تو را پيش از اين هم ديده اند. و راست مي گويند، چرا كه تو در ميان مائي، زيرا امام مائي.
جمعه كه از راه مي رسد، صاحبدلان دل از دست مي دهند و قرار از كف مي نهند و قافله دل هاي بي قرار روي به قبله مي كنند و آمدنت را به انتظار مي نشينند...
و اينكه اي قبله هر قافله و اي شبروان را مشعله، در آستانه آدينه اي ديگر با دلدادگان ديگري از خيل منتظرانت سرود انتظار را زمزمه مي كنيم.
اللهم عجل لوليك الفرج

